X
تبلیغات
کرماشان دیار خوش نیشان

 طاق بستان: محوطه تاريخي طاق بستان، در دامنه كوهي به همين نام و در كنار چشمه‌اي در شمال شرقي حاشيه كنوني شهر كرمانشاه قرار دارد. دراين محوطه، آثاري از دوره ساساني شامل سنگ نگاره اردشیر  دوم و دو ايوان سنگي به نام‌هاي ایوان کوچک و بزرگ  وجود دارد. ايوان كوچك در سمت چپ سنگ‌نگاره ادشير دوم و ايوان بزرگ در سمت راست ايوان كوچك ديده مي‌شود.
ابن فقيه و ابن رسته اين مكان را «شبديز» و ياقوت حموي آن را « قصرشيرين» ناميده‌ است. همچنين حمدالله مستوفي آن‌ را «طاق وسطام» و عده‌اي ديگر آن را «طاق بهستون»، «طاق بيستون» و « تخت بستان» ناميده‌اند. اهالي محل نيز اين محوطه را با نام «طاق وسان» و «طاق بسان» مي‌شناسند؛ زيرا «سان» در لفظ محلي به معني سنگ است و «طاق وسان» يعني طاقي كه در سنگ كنده شده است.

 بناي بيستون: اين بناي تقريباً مستطيل شكل در جهت شرقي ـ غربي در شمال كاروان‌سراي صفوي بيستون و رو به روي فرهاد تراش، در زير جاده قديمي همدان‌ ـ كرمانشاه قرار دارد. اين بنا از دو بخش تشكيل شده است: بخش شرقي به ابعاد 80*85 متر، ديوارهاي پيراموني به عرض40/2 متر دارد. ورودي اين بنا در ضلع شرقي است. بخش غربي به ابعاد 55*44 متر، از طريق يك ورودي به بخش شرقي مرتبط مي‌شود. اين بخش در حقيقت حياط خلوت مجموعه را شكل مي‌دهد. نماي روكار ديوارهاي بنا به وسيله بلوك‌هاي سنگي تراشيده و قسمت داخلي ديوارها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته است. در ديوارهاي بيروني اين بنا به فواصل معين، پشتبند‌هاي مستطيل شكلي به طول متوسط 10/3 متر ايجاد شده است. بر روي برخي از بلوك‌هاي سنگي اين بنا، نشانه‌هايي از حجاران ساساني ديده مي‌شود.  

 

  كاخ خسرو: در حاشيه شمالي شهر كنوني قصرشيرين و در نزديكي آتشكده چهار قابي، ويرانه‌هاي قصر خسرو پرويز ديده مي‌شود. اين بنا در جهت شرقي‌ ـ غربي و به ابعاد 98*285 متر بر روي مصطبه‌اي به ارتفاع هشت متر ساخته شده است. راه ورود به داخل بنا از طريق پلكان صورت مي‌گرفت. در قسمت شرقي بنا، تالار ستون‌دار مستطيل شكلي ديده مي‌شود و سقف آن به وسيله طاق‌هاي آجري پوشش داده شده است. در پشت اين تالار، اتاق گنبددار بزرگي قرار دارد و راه ورود به آن از طريق درگاهي كه در قسمت غربي تالار ايجاد شده است، صورت مي‌گيرد. در شمال و جنوب اتاق گنبددار، اتاق‌هاي مستطيل شكلي وجود دارد كه از طريق اتاق گنبددار قابل دسترسي بوده‌اند. هم‌چنين در پشت اتاق گنبددار، حياط مربع شكلي به ابعاد 27*27 متر با رواق ستون‌دار قرار دارد. اطراف اين حياط را اتاق‌هاي متعددي فرا گرفته است. در قسمت غربي حياط نيز ايواني ساخته شده است كه از طريق درگاهي به حياط ديگر كاخ منتهي مي‌شود. در اطراف اين حياط‌ ها نيز مجموعه اتاق‌ها و اصطبل‌ها قرار دارند. در قسمت شمالي تراس، چند خانه به صورت يك مجموعه ديده مي‌شود. 

طاق‌گرا:بناي مستطيل شكل طاق‌گرا به ابعاد  86/4*70/7 متر در گردنه پاتاق، بر سر راه كرمانشاه به سر پل ذهاب و در كنار راه باستاني سنگ‌فرش شده‌اي قرار دارد كه فلات ايران را به بين النهرين ارتباط مي‌داد. به علت تغيير مسير، اين راه و بناي طاق‌گرا اكنون در شيب‌هاي پايين جاده آسفالته قرار گرفته است.
از نظر معماري، بناي طاق‌گرا، فضاي ايوان مانندي است كه تماماً از سنگ ساخته شده است. ورودي آن به طرف جنوب و مشرف بر جاده سنگ‌فرش باستاني است و با بلوك‌هاي سنگي كه به صورت مكعب مستطيل تراشيده شده‌اند، ساخته شده است. مصالح داخلي ديوارها نيز از لاشه سنگ و ملاط گچ است. ديوارهاي بنا تا حدودي بلندتر ساخته شده‌اند تا بتوانند سقف طاق را كاملاً مسطح نمايند. در بالاترين بخش بر روي لبه بام بنا، يك رديف كنگره به ارتفاع نود و دو  سانتي‌متر قرار گرفته است. بنا بر اين ارتفاع بنا از سطح زمين تا بالاترين نقطه 7/11 متر است. همچنين عرض دهانه طاق 10/4 متر و عمق آن 10/3 متر است. ديوارهاي داخلي بنا با نقوش هندسي حجاري شده است. 

معبد آناهيتا: در مركز شهر كنگاور بر سر راه همدان به كرمانشاه قرار دارد. اين بنا بر روي تپه‌اي طبيعي با حداكثر ارتفاع سي و دو متر نسبت به سطح زمين‌هاي اطراف ساخته شده است. نقشه اين بنا چهار ضلعي، به ابعاد 209*224 متر و هر ضلع آن به شكل صفه‌اي به قطر هجده متر است. اين صفه‌ها با لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده‌اند و نماي بيروني آن‌ها به وسيله سنگ‌هاي بزرگ تراشيده شده، به صورت خشكه‌چين پوشش داده شده است. در مواردي براي اتصال برخي از بلوك‌ها، از بست‌هاي آهني و سربي استفاده شده است. برخي از مورخين اين بنا را معبدي براي الهه آناهيتا دانسته‌اند. آناهيتا ايزد بانوي آب‌هاي روان، زيبايي، فراواني و بركت در دوران پيش از اسلام بوده است. برخي ديگر از محققين به تبعيت از نوشته‌هاي مورخين ايراني و عرب سده سوم هـ .ق به بعد، اين بنا را كاخي ناتمام براي خسروپرويز معرفي كرده‌اند. عده‌اي نيز زمان ساخت آن را به اواخر سده سوم و آغاز سده دوم ق.م و عده ديگر آن را به سده اول ق.م نسبت مي‌دهند. سيف‌الله كامبخش فرد ـ كاوش‌گر بنا ـ آن را به سه دوره هخامنشي، اشكاني و ساساني نسبت مي‌دهد و مسعود آذرنوش كاوش‌گر ديگر بنا، آن را كاخ ناتمامي از خسرو پرويز در اواخر دوره ساساني مي‌داند. 

 آتشكده چهارقاپي: «چهار قاپو» يا «چهار قاپي» به معني «چهار در»، از جمله آتشكده‌هاي دوره ساساني در شهر مرزي قصرشيرين است. اين آتشكده از نوع آتشكده‌هايي است كه داراي دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ريخته است و تنها در برخي از قسمت‌ها، آثاري از آن ديده مي‌شود. اين آتشكده اتاقي مربع شكل به ابعاد 25*25 متر است و سقفي گنبدي شكل به قطر شانزده متر داشت كه متأسفانه اكنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره‌ها در چهار گوشه آن ديده مي‌شود. اين اتاق مربع شكل داراي چهار درگاه ورودي است كه به رواق اطراف فضاي مركزي منتهي مي‌شوند. در اطراف اين بنا مجموعه اتاق‌ها و فضاهايي وجود دارد كه بخش‌هايي از آن‌ در نتيجه كاوش‌هاي باستان‌شناختي سال‌هاي اخير شناسايي شده است. اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجري است. 



تاريخ : پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392 | 10:23 | نویسنده : احمد فتاحی |
مراسم شب یلدا در کرمانشاه

شب یلدا در میان مردم استان کرمانشاه و به خصوص شهر کرمانشاه که از شهرهای باستانی و کهن ایران زمین است، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و همواره با مراسم زیبا و با شکوهی همراه است.

مردم استان کرمانشاه براساس آیینی کهن در شب یلدا بیدار می‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجیل خوردن با مادر جهان در زادن خورشید همراهی و همدردی کنند.

میوه‌هایی نیز دراین شب خورده می‌شود که به گونه‌ای نمادی از خورشید است مانند هندوانه سرخ، انار سرخ، سیب سرخ و یا لیموی زرد، قصه‌هایی از عشق جاودانه شیرین و فرهاد، رستم و سهراب، حکایت حسین کرد شبستری و خواندن اشعار زیبا و دلنشین شامی کرمانشاهی در گذشته نقل مجالس شب یلدا در کرمانشاه بود.

آن روزها افراد فامیل بنا بر رسمی دیرینه به خانه بزرگترین فرد فامیل که معمولا پدر بزرگ و مادر بزرگ بودند می‌رفتند و با تکاندن برفهای زمستان از لباس هایشان در گرمای آرامش بخش کرسی فرو می‌رفتند.

افراد فامیل بر سر یک سفره باهم شام می‌خوردند و بر روی سفره مخصوص این شب خوردنی‌های متنوعی چیده می‌شد.

خوردنی‌هایی از قبیل آجیل، راحت الحلقوم، مشکل‌گشا، شیرینی محلی دست پخت مادر بزرگها به خصوص نان شیرینی معروف "نان پنجره‌ای، کاک و نان برنجی"، و میوه‌هایی چون انار، سیب و هندوانه که نگین این سفره بود.

یکی از آداب زیبایی که شب یلدا در استان کرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است که مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشکلات خود در زندگی قرار می‌دهند.همچنین دختران دم بخت با این کار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.

یکی از آداب زیبایی که شب یلدا در استان کرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است که مردم با اعتقادات خاص خود رهنمودهایش را چراغ راه مشکلات خود در زندگی قرار می‌دهند.

http://images.hamshahrionline.ir//images/2012/12/yalda.jpg4.jpg

همچنین دختران دم بخت با این کار از باز شدن بخت خود در آن سال خبری می‌گرفتند.

گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازی‌های دسته جمعی نظیر گل یا پوچ و بیان لطیفه و خاطره را از سرگرمی‌های شب یلدا در این منطقه عنوان کرد.

 

پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی.

یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است (زیرا برخی معتقدند که مسیح در این شب به دنیا آمد). ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند. آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و « میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را « میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند. باوری بر این مبنا نیز بین مردم رایج بود که در شب یلدا، قارون (ثروتمند افسانه ای)، در جامه کهنه هیزم شکنان به در خانه‌ها می‌آید و به مردم هیزم می‌دهد، و این هیزم‌ها در صبح روز بعد از شب یلدا، به شمش زر تبدیل می‌شود، بنابراین، باورمندان به این باور، شب یلدا را تا صبح به انتظار از راه رسیدن هیزم شکن زربخش و هدیه هیزمین خود بیدار می‌ماندند و مراسم جشن و سرور و شادمانی بر پا می‌کردند.

جشن یلدا در ایران امروز

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی ‌هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می‌شود

یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.
«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می‌آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می‌ماند و روز فرا می‌رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می‌اندیشد و ستاره ای را اجیر می‌کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می‌کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می‌دهد. ماه به استقبال مهر می‌رود و راز دل می‌گوید و دلبری می‌کند و مهر را از رفتن باز می‌دارد. در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می‌کنند و عاشقی پیشه می‌کنند و مهر دیر بر می‌آید و این شب، «یلدا» نام می‌گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می‌رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »
یلدا در افسانه‌ها و اسطوره‌های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می‌شود.
در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین روز آن خرم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد. از آن جا که خرم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرمی‌ جهان را فرا می‌گیرد.
لازم به ذکر است یلدا در سرزمین‌های فلات ایران روسیه و دیگر کشورها با پیشینه ی تاریخی برگزار می‌شود.

و در آخر عکس هایی از تزیینات بسیار زیبا روى هندوانه براى شب یلدا :



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1392 | 9:57 | نویسنده : احمد فتاحی |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.